خدایا !
دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم
خدایا !
بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو بسوی دلم
بیا پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
خدایا !
کمک کن که من نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سر در آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
خدایا !
کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش........مبادا بمیرد
خدایا !
دلم را که هر شب نفس میکشد در هوایت
اگر چه شکسته
شبی می فرستم برایت.

+ نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 0:8  توسط قلبه شکسته
|
عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله ی مستانه نبود
نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت
سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود
من و جام می و دل نقش تو در باده ی ناب
خلوتی بود که در آن ره بیگانه نبود
کاش آن تب که تورا سوخت مرا سوخته بود
به فدای تو مگه این دل دیوانه نبود؟
تو چرا شمع شدی سوختی ای هستی من
آن زمانی که تو را سایه ی پروانه نبود
من جدا از تو نبودم ب خدا در همه عمر
قبله گاه دل من جز تو نه این خانه نبود
کاش آن تب که تورا سوخت مرا سوخته بود
به فدای تو مگه این دل دیوانه نبود؟

+ نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 0:7  توسط قلبه شکسته
|
برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:36  توسط قلبه شکسته
|
کاشکی پرنده پر نداشت
در سراشیبی تقدیر
نام مرا
با نام تو تشنه کرده اند
و رفتنت را
بر دلم داغ نهاده اند
دریغ
از دریایی که در چشمهایت نشسته است
بی آنکه بخواهد
آیینه ها را آبی ببیند
یادگار ردپای انتظارت آمدنت را دریاب
که تکرار آبی ترین زلال ها
در پیوسته ترین اشتیاق های رسیده ی ابدیت
تو را تداعی می کند
برو به فکر من نباش
برو به پای من نسوز
برو به فکر من نباش
من یه جوری سر میکنم
زندگی رو با سختیاش........ا
با که درددل کنم؟
با کسی که پرنده بود برام؟
با کسی که اشیانه بود
دلم به چه خوش بود
کاشکی پرنده پر نداشت
از پریدن خبر نداشت
درخت باغ آرزوش
دغدغه تبر نداشت

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:33  توسط قلبه شکسته
|
عشق اگه روز ازل در دل دیوانه نبود
تا ابد زیر فلک ناله ی مستانه نبود
نرگس ساقی اگه مستی صد جام نداشت
سر هر کوی و گذر این همه میخانه نبود
من و جام می و دل نقش تو در باده ی ناب
خلوتی بود که در آن ره بیگانه نبود
کاش آن تب که تورا سوخت مرا سوخته بود
به فدای تو مگه این دل دیوانه نبود؟
تو چرا شمع شدی سوختی ای هستی من
آن زمانی که تو را سایه ی پروانه نبود
من جدا از تو نبودم ب خدا در همه عمر
قبله گاه دل من جز تو نه این خانه نبود
کاش آن تب که تورا سوخت مرا سوخته بود
به فدای تو مگه این دل دیوانه نبود؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:26  توسط قلبه شکسته
|
شیشه ای می شکند...
یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟
مادر می گوید...شاید این رفع بلاست.
یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد.
شیشه ی پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد...
تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...
اما امشب دیدم...
هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید...
از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟
دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:18  توسط قلبه شکسته
|
خدایا !
دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم
خدایا !
بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو بسوی دلم
بیا پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
خدایا !
کمک کن که من نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سر در آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
خدایا !
کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش........مبادا بمیرد
خدایا !
دلم را که هر شب نفس میکشد در هوایت
اگر چه شکسته
شبی می فرستم برایت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:10  توسط قلبه شکسته
|
متنفرم...
متنفرم...
متنفرم از آدمای دورویی مث تو که تو روت میگن دوست دارمو پشت سرت هزارو یک جور حرف...
متنفرم از آدمایی که به زور تحملت می کنن و ولی بهت میگن دوست دارم...
متنفرم...
متنفرم از از کسایی که تا دورو برشون شلوغ میشه از یادشون میری
متنفرم از همه آدمای مثل تو...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 16:48  توسط قلبه شکسته
|

به من تکیه کن ! من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن نهی !
تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی!
تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند!
تمام بودن خود را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی !
تمام بودنم را به تو می سپارم
از این لحظه مرا داشته باش.....

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 14:44  توسط قلبه شکسته
|
دلبركم چيزی بگو به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم
دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره هاي عاشقم
چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 14:42  توسط قلبه شکسته
|